محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
137
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىشوند . » « 1 » ؛ جبرئيل : « روح الامين ، آن ( - قرآن ) را نازل كرده است . » « 2 » ؛ قرآن : « همانگونه ( كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم ) بر تو نيز روحى ( - قرآن ) را به فرمان خود وحى كرديم ؛ تو پيش از اين نمىدانستى كتاب و ايمان چيست ( و از محتواى قرآن آگاه نبودى ) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هركس از بندگان خويش را بخواهيم ، هدايت مىكنيم ؛ و تو مسلما به سوى راه راست هدايت مىكنى . » « 3 » نقطه مشترك كاربردهاى متفاوت واژه روح را مىتوان چنين بيان كرد كه روح هر آن چيزى است كه اشياء چه از جهت مادى و چه از جهت معنوى با آن زنده مىشوند . بنابراين روح معانى فراوانى دارد كه حيات و زندگى ، مراد از آن روحى است كه خداوند در آدم ابوالبشر دميد . قرآن كريم و سخن امام على عليه السّلام نيز بر اين ادعا شهادت مىدهند . قرآن در مورد خلقت آدم مىگويد : « پس هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم ، و در او از روح خود دميدم ، همگى براى او سجده كنيد ! » « 4 » اين آيه و همچنين سخن امام عليه السّلام حاكى از آن است كه جسم آدم براى مدتى معين ، مادهاى بدون روح بود . روحى كه خداوند در مريم دميد ، نيز به طور كامل چنين است : « و به يادآور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت ؛ و ما از روح خود در او دميديم ؛ و او و فرزندش ( - مسيح ) را
--> ( 1 ) . وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ يوسف / 12 : 87 . ( 2 ) . نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ شعراء / 26 : 193 . ( 3 ) . وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ شورى / 42 : 52 . ( 4 ) . فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ حجر / 15 : 29 .